عکس هایی از پاییز هزار رنگ تویسرکان

4 11 2009

برای اهالی تویسرکان که حرفه اصلی شان باغداری است و منبع درآمدشان درختان گردویی است که در تمام این شهر سربرافراشته اند تغییرات هرساله این درختان تکراری شده و احتمالا به چشم نمی آید. پاییز و ریزش برگهای زرد درختان گردو چشم اندازی چشم نواز به این شهر می دهد و باغ های گردوی این شهر را صدها برابر زیباتر می کند.

اگر علاقه مند شدید این شهر را ببینید بد نیست بدانید، تویسرکان در جنوب کوه الوند و شهر همدان واقع شده‌است و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. تویسرکان از شهرهای تابعه استان همدان واقع در منطقه غرب ایران است که با وسعتی در حدود ۱۴۸۰ کیلومتر مربع بین ۳۴ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۲۷ دقیقه طول شرقی قرار گرفته و محدود است از شمال به همدان از شرق به ملایر از جنوب به نهاوند و از غرب به کنگاور واسدآباد. ارتفاع متوسط این منطقه سطح دریا ۱۷۸۰ متر است که از بلندترین مناطق کوهستانی غرب ایران به شمار می رود.

مکان‌های توریستی این شهر عبارتند از:

* پارک توریستی کمربسته: واقع در شهر سرکان در ۳ کیلومتری تویسرکان
* آرامگاه میررضی‌الدین آرتیمانی
* آرامگاه حبقوق پیامبر
* قلعه اشتران: در روستای اشتران تویسرکان
* پل تاریخی فرسفج (جنوب غربی شهر فرسفج)
* کاروان‌سرای شاه‌عباس (۵ کیلومتری جاده تویسرکان-غربان)
* مدرسه شیخ علی خان زنگنه یا حوضه علمیه شهر تویسرکان
* درخت چنار قطور و کهنسال ۳۰۰۰ ساله (شهر تویسرکان)
* دره گزندر سرابی (تویسرکان)
* دره‌باغ‌های سرکان (سرکان)
* دره باغ‌های آرتیمان (روستای آرتیمان)





کاروانسرای مرنجاب قلعه ای در میان هزارهزار دانه شن

9 10 2008

کویر مرنجاب درنظر تمام کسانی که از آن بازدید کرده اند یکی از زیباترین نقاط کویری ایران است . تپه های شنی بلند جلوه زیبایی به این منطقه بخشیده است . دریاچه نمک آران و جزیره سرگردان از دیگر نقاط دیدنی منطقه محسوب می شوند . چاه تاریخی دستکن در قسمت شرق کویر , محل آبشخور شترهای کاروانها بوده است .

رمل شنی ؛ کویر مرنجاب

کویر مرنجاب در شمال شهرستان آران و بیدگل از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان قرار دارد . این کویر از شمال به دریاچه نمک آران و بیدگل , از غرب به کویر مسیله و دریاچه های نمک حوض سلطان و حوض مره , از شرق به کویر بند ریگ و پارک ملی کویر و از جنوب به شهرستانهای آران و بیدگل و کاشان محدود می شود .

سردر کاروانسرای مرنجاب

کاروانسرای مرنجاب که به دستور شاه عباس صفوی در کنار قنات مرنجاب  بنا نهاده شده از جمله آثار تاریخی موجود در منطقه می باشد . قلعه مرنجاب، كاروانسرايي است در كويرآران و بيدگل كه در مسير راه ابریشم قرار دارد و كاروانها براي سفر به خراسان، اصفهان، ري و بالعكس از اين مسير مي گذشتند.
درباره دليل ساخت اين قلعه و كاروانسرا در كنار درياچه نمك، نقل است كه شاه عباس با وجود ايجاد كاروانسرا و قلعه هاي متعدد در سراسر كشور، در اين منطقه تأسيسات دفاعي تعبيه نكرده بود، چون تا آن زمان دشمنان به خاطر درياچه نمك و گستره كوير، از اين سوي به پايتخت هجوم نبرده بودند. حمله ازبكها و افغانها از طريق درياچه نمك به كاشان كه تا اصفهان پيش رفتند، شاه عباس را به صرافت انداخت تا در سال ۱۰۱۲ قمري سريعاً يك پايگاه نظامي در اين منطقه ايجاد كند و جلوي تهديد را بگيرد. بالاي كاروانسرا به شكل سنگرهاي ديدباني است و ذكر شده است كه هميشه ۵۰۰ پاسدار مسلح در قلعه حضور داشتند و امنيت عبور كالا از چين به اروپا و بالعكس را در اين منطقه تأمين مي كردند.

 

معماری سردر کاروانسرای مرنجاب

معماری گنبد کاروانسرای مرنجاب

استراحتگاه های داخل کاروانسرا

قنات كنار كاروانسرا كه بركه بزرگي به وجود آورده است، آب شيرين دارد و اين در كوير نمك و شوره زار يك معجزه است. معجزه اي بي مانند كه رازش را هنوز نمي دانند.
اصلی ترین راه های ورود به منطقه مرنجاب مسیر شهر آران به  سمت پادگان و سپس جاده خاکی مرنجاب  که پس از طی مسافتی در حدود 45 کیلومتر در جاده خاکی کوبیده شده به مرنجاب می رسد.
ارتفاع متوسط کویر مرنجاب از سطح آبهای آزاد در حدود 850 متر می باشد . قسمت عمده این کویر پوشیده از تپه های شنی و ریگزار است . کویر مرنجاب از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی است . عمده پوشش گیاهی منطقه شامل گیاهان شور پسند از جمله درختهای گز و تاق و بوته های قیچ  است .
پوشش جانوری منطقه به دلیل وجود آب و غذای فراوان بسیار غنی است . از جمله حیوانات موجود می توان به گرگ , شغال , کفتار , روباه شنی , گربه شنی , بزمجه , آفتاب پرست , انواع مارمولک , مار , عقرب , تیهو , عقاب , شاهین و … اشاره کرد . در سال اخیر یک جفت پلنگ نیز در منطقه مرنجاب مشاهده شده است .

ردپای یک مارمولک بر شن ها کویر مرنجاب





نیروی انتظامی ایران یا لشکر زرهی امارات؟

24 05 2008

تهدیدها هرروز بیشتر می شود . خبر نزدیکی دخالت نظامی توسط نیروهای خارجی هر روز شنیده می شود .برای آنان که به خاک کشور خود عشق می ورزند لحظاتی سخت و همراه با استرس می گذرد. فرصت طلب های همسایه در این بین فرصت را مناسب دبده و به خاک کشور چشم دوخته اند. امارات مرتب ادعای خود را بر جزایر سه گانه مطرح می کند و مسولین بیخیال ایران پاسخ پرسش خبرنگاران نگران را با لبخند می دهند. امارات موفق شده همراهی کشورهای عربی در حمایت از خود جلب کند و به تازگی روسيه به درخواست امارات براي آنچه متقاعد كردن ايران به پذيرش پيشنهاد اين كشور درباره جزاير سه‌گانه پاسخ مثبت داده است . روسیه به امارات قول همکاری داده تا به ایران برای پذیرش ادعای امارات فشار بیاورد. سران جمهوری اسلامی به خاطر حفظ روابط خارجی خود ، رهایی از انزوا و ادامه حکومت غیرمردمی خود ،در مقابل این حرکات سکوت پیشه کرده اند .

مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل نهم) حفظ تمامیت اراضی کشور وظیفه دولت و آحاد ملت است . نه دولت به تنهایی . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است .مردم اگرچه از حکومت ناراضی هستند اما در مقابل دشمن خارجی ترجیح می دهند ابتدا در مقابل دشمن بایستند.

پنجشنبه 22 فروردین و 10 اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات اعتراض خود را به گوش اماراتی ها رساندند . در تجمع نخست بهرام آبتین بازداشت شد و در تجمع دوم عده بیشتری بازداشت شدند و با دخالت نیروی انتظامی این تجمع به خشونت کشیده شد.

دیروز (جمعه سوم خرداد) برابر با سالروز آزادسازی خرمشهر هم تجمعی مقابل سفارت امارات صورت گرفت . افراد بیشتری نسبت به دفعات گذشته آمده بودند . نیروهای انتظامی بیشتری هم آمده بودند . نه برای اعتراض به امارات برای سرکوب معترضان.

خیلی دردناک است . چرا باید حکومت بترسد که مردم به دشمن خارجی اعتراض کنند؟

پلیس به طرز وحشیانه ای به جان مردم افتاده بود . ضربات باتوم یکی پس از دیگری بر سر و بدن معترضین فرود می آمد و تعداد زیادی بازداشت شدند. تجمع از ساعت پنج تا ساعات آغازین شب ادامه داشت و هر چه بیشتر پلیس مردم را پراکنده می کرد عده بیشتری به محل تجمع می آمدند . مرد میانسالی که ضربه باتوم سربازی به پشتش خورده بود به شدت عصبانی بود و فیاد می کشید بر سرفرمانده که «وقتی من درجبهه می جنگیدم این جوجه سرباز شما کجابود؟»

ماشین ها با مشاهده دستگیری مردم با صدای بوق به اعتراض می پرداختند ولی پلاک ماشین ها به وسیله نیروهای اطلاعاتی کنده می شد و ضبط می شد. نیروهای اطلاعاتی مشغول فیلم برداری و تهیه عکس از تجمع کنندگان بودند و با فحاشی به تهدید آنها می پرداختند .

خیابان ولیعصر از میدان ونک تا چهاراه پاک وی در محاصره مامورین بود.

خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک

جهنمی ساخته بود نیروی انتظامی با نیروهای ضد شورش و آدم به فکر فرو می رود که این تجمع اگر سیاسی بود پلیس با مردم چه کار می کرد؟ نیروی انتظامی دیروز از چه چیز دفاع می کرد ؟ از تمامیت ارضی ایران یا امارات؟ این نیروی انتظامی ایران بود یا لشکر زرهی امارات؟

پی نوشت مهم :

خبرگزاری ها این تجمع را سانسور کرده اند و از آنجایی که من خبرنگار خوبی نیستم و نخواهم شد و ذوق عکاسی هم ندارم بقیه اتفاقات را از عکس های مژگان جمشیدی ببیند:





گزارش و حواشی فینال لیگ قهرمانان اروپا

22 05 2008

منچستريونايتد با شكست چلسي در فينال، قهرمان ليگ قهرمانان اروپا شد.

چت روم

حواشی قبل و هنگام بازی:

- بسیجیان سلحشور و همیشه پایبند به آرمان های امام راحل قبل از آغاز بازی در اعتراضی نمادین به مربی صهیونیست و خون آشام تیم استثمارگر چلسی شیشه تلویزیون های خود را شکستند.

-جمعی از خانواده های شهدا ، جانبازان و ایثارگران به هنگام بازی برای باخت تیم چلسی با مربی صهیونیست دست به دعا برداشتند و نماز باخت اقامه داشتند.

-گوشه هایی از دعای معنوی شب گذشته : اللّهُمَّ ببازون هذَاالتّیمِ الجلسی بمددِ الدّاوَر وَ السَّید آلکس فِرغُوسِن وَ الفاندِرسار ؛ آمین…

- کریس رونالدو در اقدامی شجاعانه چندین بار اقدام به حمله به سمت دشمن صهیونیستی نمود و بالاخره موفق به لرزه انداختن پایه های اسرائیل شد . کاروالیو از فرط حسادت خطای شدید بر روی او انجام داد.

- یکی از گروه های شهادت طلب شاخه نظامی حماس اعلام نمود آن قدر به اورام گرانت سنگ می زند تا به گرانیت تبدیل شود.

حواشی بعد از بازی:

-رواـبط عمومی خدا در اطلاعـیه ای ایـنگونه اعلام داشت:ای بـندکان بــیکار من ، نگفتم ادعـــونی استجـــب لکم ؟ تحقق می یابد همه وعده های الهی.

-یکی از گروه های شهادت طلب شاخه نظامی حماس اعلام نمود “فرانک لمپارد” که پیروزی مومنین را به عقب انداخت هرکجا بیابد به عقوبت خواهد رساند و این بازیکن وابسته به لابی صهیونیست غرامت این کار خود را پرداخت خواهد کرد.

-تیتر روزنامه صبح کیهان : دشمن صهیونیستی با انتفاضه مجاهدین منچستری یک گام دیگر به نابودی نزدیک شد.

-حسین شریعتمداری دروازه بان منچستر را مفتخر به لقب “وان عماد مقنیه”کرد.

-احمدی نژاد اعلام نمود در لحظه سرخوردن “جان تری” هاله ای نورانی را مشاهده نموده و این دست امام زمان بوده که باعث شد او نتواند پنالتی را به گل تبدیل کند.

- رسانه های صهیونیستی خبر در هم شکستن پایه های این رژیم را سانسور کردند و در هیچ یک از روزنامه ها و مقالات به آن اشاره ای نکردند.

-ائمه جماعت و جمعه سراسر ایران در پیامی از دلاوری های “وان عماد مقنیه” تشکر کردند.






سپهر پرسپولیس درخشید

17 05 2008

پرسپولیس با گلهای خلیلی و حیدری سپاهان را شکست داد و قهرمان شد

سپهر �یدری

چت روم





بیداری ملی در خواب سنگین مسولین جمهوری اسلامی

19 04 2008

بیداری ملی در خواب سنگین مسئولین جمهوری اسلامی

گمان می کنم لحظاتی که اکنون سپری می کنیم آن قدر سخت و تامل برانگیز باشد که هر ایرانی آگاهی را به فکر وادار نماید . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است . امروز هم ، جاه طلبی اتمی جمهوری اسلامی موجب شده جامعه جهانی از ترس خطرهای احتمالی در مقابل آن بایستد و به همین دلیل رژیم حاکم بر ایران را تا آنجا که می تواند منزوی می کند .

در این قائله ای که برپا شده ، جمهوری اسلامی برای ادامه حیات به هر ریسمانی برای ادامه حیات چنگ می زند و به دادن امتیاز برای طرح خواسته های خود است .و برخی کشورها با سواستفاده از این موقعیت به این فکر افتاده اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند . کشورهای حاشیه دریای مازندران با نادیده گرفتن سهم ایران از این دریاچه و با اتکا به قدرت چانه زنی روسیه به خاطر نیروگاه بوشهر ، برای بستن قراردای ننگین تر از ترکمانچای به ایران برای کوتاه آمدن از سهم قانونی خود ، فشار می آورند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج همیشه فارس ، هم همین شیوه را در پیش گرفته اند و با زیرپا گذاشتن نقشه های تاریخی نام جدید و مجعولی برای این خلیج درست کرده اند .در این میان کشور امارات متحده عربی نیز موقعیت را مناسب دیده و بر ادعاهای واهی خود برسر جزایر سه گانه پافشاری می کند.

سران جمهوری اسلامی به خاطر حفظ روابط خارجی خود ، رهایی از انزوا و ادامه حکومت غیرمردمی خود ،در مقابل این حرکات سکوت پیشه کرده اند . اجلاس آناپلیس و حضور عربستان و کشورهای عربی و به خصوص سوریه که به ایران قول داده بود در آن نشست شرکت نکند آن قدر ایران را منزوی کرد که احمدی نژاد در یک تصمیم شتابزده ، احساسی و احمقانه تصمیم گرفت برای خروج از این انزوا در اجلاس سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ( با عنوان جعلی خلیج ع.ر.ب.ی ) شرکت کند .

این کار از که از سوی مسولین به عنوان یک پیروزی مهم در نزدیکی روابط یاد شد موجب ناراحتی فراوانی در جامعه و افراد حساس نسبت به مسائل پیرامون خلیج فارس شد ، به خصوص که بیانیه پایانی این نشست شامل ادعای پوچ و بی اساس امارات بر سر جزایرایرانی بود و حضور احمدی نژاد در واقع تایید بیانیه پایانی بود .

در این مواقع ناسیونالیسم به عنوان یک “آگاهی ملی” است که می تواند نجات دهنده یک ملت یا کشور باشد . امروز اگر مسولین جمهوری اسلامی خود را به خود زده اند جوانان ایران بیدارند به همه این موارد اعتراض می کنند . تلاش برای معرفی سابقه تاریخی نام خلیج فارس به جهانیان ، اعتراض به نشنال جئوگرافی و گوگل را می توان از این دست اقدامات شمرد که نشان دهنده یک “بیداری ملی” در مقابل خطراتی است که امروز این کشور را تهدید کرده است .

در حرکتی دیگر پنجشنبه 22 فروردین گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات ، اعتراض خود را نسبت به این ادعای این کشور بر جزایر ایرانی اعلام کردند و با اهدای کیکی به مناسبت سالروز استقلال این کشور ، تاریخ گرانبهای ایران را به با این عنوان به اماراتی ها یادآور گشتند:

“کشور 7300 ساله ايران، سی و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گويد” (عکسی از همین کیک؛کلیک کنید)

این تجمع ، که با سانسور خبری رسانه های رسمی مواجه شد ، تجمعی مردمی و خودجوش بود که از سوی کانون فرهنگی لر بختیاری ،دوستداران و د لسوزان ایران صورت گرفت نه از آن دست تجمعات که در مقابل سفارتخانه های انگلیس ، دانمارک و هلند صورت می گیرد که به مانند مانور مشترکی می ماند که به وسیله دانشجویان بسیجی (سهمیه ای) ، ماموران نیروی انتضامی و خبرنگاران صدا و سیما و روزنامه هایی مانند کیهان صورت می گیرد .

در این تجمع بهرام آبتین دبیر کانون فرهنگی لر بختیاری به اتهام برپایی تجمع غیرقانونی دستگیر شد و به مدت دو روز بازداشت بود . (عکس بهرام آبتین؛ کلیک کنید) یادآور می شود مطابق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی برگرازی تجمعات آزاد است ، پس نیازی به مجوز ندارد .آبتین چهارشنبه 28 فروردین نیز به اداره اطلاعات اهواز احضار شده است .

در حرکتی خودجوش و مردمی دیگر قرار است سه شنبه دهم اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس ، تجمع اعتراضی دیگری در مقابل این سفارتخانه صورت بگیرد . این تجمع به دعوت “سازمان جوانان حزب پان ايرانيست” صورت می گیرد و از همه گروه ها ، احزاب ، سازمان ها و NGO ها خواسته شده است تا با صدور فراخوان هايي براي این تجمع ، این روز را به روز نمايش “اراده ملي” در دفاع از “تماميت ارضي و سرزميني”، تبديل كنند.

سه شنبه جامعه هشیار ایرانی نشان خواهد داد که برای دفاع از خاک خود هیچ پروایی ندارد و مشتاقانه برای حمایت از آن می شتابد .

- لینک همین مطلب در وبلاگ علی رضا محمد ظاهری ؛ کلیک کنید .





سانسور

13 04 2008

سانسور ، عمل کنترل سخن و نوشته وانواع دیگر بیان و ابراز وجود انسان‌ است.جلوگیری از بیان و نشر هر عقیده و اثری (ادبی ، هنری، سیاسی،دینی،فلسفی) که از دیدگاه نظام سیاسی یا اخلاقی که قدرت حاکم پشتیبان آنست ، زیان آور یا خطرناک شمرده شود . سانسور در جوامع بشری پیشینه ای دیرینه دارد ، اما کاربرد منظم آن از زمان اختراع چاپ به بعد است .

در بسیاری از موارد (نه در همه آنها) این عمل به دست سازمان‌های دولتی انجام می‌شود.انگیزه روشن برای انجام و اعمال سانسور ایجاد ثبات در جامعه یا تحول وضعیت آن به گونه‌ای است که سیطره دولت یا ساختار حاکم برامور را محقق کند.

سانسور یکی از شاخصه های اصلی حکومت های فراگیر(توتالیتر) است . این نظام ها سعی می کنند بر همه فعالیت های سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی نظارت داشته باشند .معمولاً واژه سانسور در مواردی که در محیط‌های عمومی واقع شوند، به کار می‌رود و در رسمی‌ترین وجه آن به شکل سرکوب اندیشه توسط تهدیدهای قانونی و جرم انگاری آنها محقق می‌شود.

همچنین معمولآ بحث راجع به سانسور شامل ابزارهای کمتر رسمی کنترل عواطف، توسط محروم کردن چندین اندیشه از وسایل ارتباط جمعی نیز، می‌شود. آنچه که سانسور می‌شود، می‌تواند از کلمات خاص تا کل مفهوم تغییر کند که ممکن است تحت تأثیر نظام ارزشی قرار داشته باشد.

اصطلاح سانسور ازکلمه لاتین censere گرفته شده‌است. در روم سانسورچی دووظیفه اصلی داشت ،شمارش شهروندان و نظارت براخلاق ایشان ،ریشه اصطلاح Census (سرشماری) نیز همین واژه‌ است.

از مشهورترین افرادی که به اعمال سانسور دست می زد “استالین” (1879-1953) ، دیکتاتور اتحاد شوروی بود که پس از اینکه جانشین لنین شد (1924) در جهت اهداف خود و پذیرش احکام مطلقش در جنبش کمونیست نظارت پلیسی بر مردم را گسترش داد و در این راه وسائل بسیار بی رحمانه و خشنی را به کار گرفت . تمام دستگاه تبلیغاتی دولت شوروی و نیز منابع انحصاری خبر و اطلاعات ف حتی در تاریخ و ادبیات نیز در خدمت استالین بود تا وی را فرمانده ای خیرخواه بشناساند که با فرزانگی بی نهایت خویش ملت نیکبخت را در حلقه محاصره دشمنان “کاپیتالیت” از خطر در امان می دارد .

محتوای کتب درسی همواره یکی از بحث‌های جنجال برانگیز بوده‌ است چرا که مخاطب آن افراد کم سن و سالی هستند و اصطلاح شستشوی مغزی در این کتب کماکان به حذف مغرضانه مطالب ناخواسته اشاره دارد. گزارش‌های مربوط به جنایات نظامی در طول تاریخ و تاریخ سیاسی همواره چالش برانگیز بوده‌اند، مانند قتل عام نانکینگ، هولوکاست (یا رد هولوکاست) و بازجویی سرباز زمستانی در جنگ ویتنام.

همچنین برخی از گروه‌های مذهبی در برهه‌هایی از تاریخ تلاش کرده‌اند تا تدریس نظریه تکامل را در مدارس ممنوع کنند چرا که این نظریه در تقابل با عقاید مذهبی شان است. تدریس مسایل جنسی و زناشویی در مدارس و ارائه مطالبی در مورد رابطه جنسی سالم، کنترل زاد و ولد و روش‌های جلوگیری از باروری از حوزه‌های دیگری هستند که سانسور در مورد آنها رخ می‌دهد.

در مدارس راهنمایی نحوه ارائه حقایق تاریخی نقش بسیار موثری در شخصیت افراد ایفا می‌کند. به علت نامناسب دانستن این مفاهیم برای نسل جوان عده‌ای دست به سانسور این نوع از اطلاعات می‌زنند. استفاده از کلمه نامناسب کمی بحث برانگیز است و میتواند ما را در یک سراشیبی تند قراردهد و پدیده سانسور را گسترده‌تر و سیاسی کند.

خودسانسوری ، خود داری کردن یک رسانه از انتشار اخبار و یا سایر موارد بدون اعمال شدن مستقیم فشار بیرونی برای سانسور. خود سانسوری در واقع یک نوع عمل پیش گیرانه‌است.

رسانه‌ها در شرایطی ویژه (بیشتر برای بقا) دست به خود سانسوری میزنند که این شرایط ممکن است به دلیل فشارهای سیاسی و دینی و… یک کشور باشد. خودسانسوری در کشورهایی که در آنها دموکراسی و آزادی بیان تا حدودی وجود دارد کمتر است.این عمل بیشتر در کشور‌های جهان سوم و بیشتر کشور‌های اسلامی نظیر ایران دیده می‌شود که رسانه‌ها مجبور می‌شوند برای ادامه کار خودسانسوری کنند. مثلاً در رسانه‌های داخلی ایران هیچ گاه تظاهراتی که بر ضد دولت است (حتی اگر به حق برگزار شده باشد) را پوشش نمی‌دهند.

سانسور در دنیای امروز :

سانسور در دنیای امروز ما به دو صورت به کار بسته می شود :

سانسور بازدارنده که پیش از انتشار به کار می رود ؛ مثلا در جمهوری اسلامی مراجع نظارتی از به وسیله بخش نامه هایی به رسانه ها مواردی را اعلام می کنند که آنها حق ندارند در مورد آن خبر ، مقاله ، و یا گزارشی را منتشر کنند . از موارد اخیر آن می توان به پرونده قتل دانشجوی پزشکی (زهرا بنی عامری ) و دستور به نشریات مبنی بر عدم پوشش خبری ماجرای سردار زارعی اشاره کرد .

مر�وم سعیدی سیرجانی

و دومی سانسور کیفری است که بعد از انتشار اعمال می شود . مثلا در مورد چاپ کتابها و روزنامه ها ممکن است به جمع آوری آنها و یا به مجازات عامل آن منجر شود .

از نمونه های جمهوری اسلامی می توان به کتابهای “مرحوم سعیدی سیرجانی” اشاره کرد که پس از چاپ به دلیل اینکه وزارت ارشاد مجوز پخش آنها را نداد آن قدر در انبار ماند که دست آخر مجبور شدند کتابها را به خمیر کاغذ تبدیل کنند .

همچنین موارد بسیاری در جمهوری اسلامی وجود دارد که فردی به دلیل بیان افکارش مجازات شده است . از این نمونه ها در جمهوری اسلامی زیاد وجود دارد و می توان به اکبر گنجی اشاره نمود که به دلیل سخنرانی در کنفرانش برلین پس از بازگشت در فرودگاه بازداشت و به حبس طولانی مدت محکوم شد.

اکبر گنجی

نبودن حدود قانونی برای قدرت حکومت و و سعت دامنه ی قدرت خودسرانه در جمهوری اسلامی منجر به پیدایش حکومتی استبدادی شده که حتی “حقوق طبیعی” مردم نیز آن را محدود نمی کند و نادیده گرفته می شود .انحصار قدرت در دست یک نفر (یا عده ای خاص) و حذف هرگونه نظارت آزادانه جامعه و تلاش برای شکل دادن به جامعه براساس یک ایدئولوژی که فقط آن اجازه مطرح شدن دارد و بسیج همه نیروهای جامعه در راه این هدف به وسیله یکسان کردن آموزش ، نظارت بر فعالیتهای ادبی و هنری و هدایت آن ، از جمله عواملی است که جمهوری اسلامی را نیز در دسته نظام های توتالیتر قرار می دهد که در حوزه های مختلف دست به سانسور می زند .

لینک مطلب اصلی در وبلاگ بالاتر : علی رضا محمد ظاهری





دوباره روح به تن جان داد

5 04 2008

علی رضا م�مد ظاهری

روز نو شده و سال نو آمد؛ بهار آمده و تن خسته زمین را آرامش داده . باد بهاری درختان خفته را بیدار کرده و زیباترین زیبایی های دنیا چشمان را نوازش می دهند .

نوروزتان پیروز

علی رضا محمد ظاهری





“رنگ خدا” قرمز نیست

13 03 2008

انتخابات مجلس هشتم فردا جمعه انجام میشه . این دوره هم مثل دوره های پیش اخبار و مباحث پیرامون انتخابات تمام نظرها را به سوی خود کشیده بود . در این بین فقط ماجرای انتقاد تکفیرگونه ازعبدالکریم سروش به وسیله مجید مجیدی بود که تا حدودی ذهن ها را متوجه خود ساخته بود .

شخصا معتقدم مقوله ای به نام روشنفکری دینی وجود ندارد ، چرا که به نظر من روشنفکر کسی است ذهن خود را در هیچ قالبی قرار نداده باشد و به همین دلیل سروش را روشن فکر نمی دانم بلکه وی را به گونه ای یک “بازنگرشگر” (revisionist) می پندارم . با این وجود در این زمان که سخنان مجیدی باعث شده مقدمات آزار و اذیت سروش فراهم شود بسیار ناراحت هستم.

خبرگزاری های رسمی و رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی هم با اشتیاق فراوانی آن را برای مردم گزارش کردند.

کار به جایی رسید که دست مجیدی را هم بوسیدند و مجیدی دیگر آن هنرمند مردمی برای من نیست . آقای مجیدی شما دیگر هنرمند وابسته به حکومت شده اید . آقای مجیدی شما که این همه جایزه های خارجی گرفته اید چرا با گرفتی یک سیمرغ اینقدر از خود بی خود شده اید که بازیچه دست حکومت شده اید.

طلاب و علمای قم هم در تدارک راهپیمایی اعتراضی بر علیه سروش هستند و آیت الله سبحانی ( از اساتید حوزه ) و جواد شمقدری مشاور فرهنگی احمدی نژاد هم از مجیدی حمایت کردند.

محمد رضا شیبانی یادداشت خوبی در این باره نوشته که خواندن آن را به همه دوستان پیشنهاد می کنم . این یادداشت در بانک مقاله های فارسی منتشر شده است:

“آواز گنجشک” در عرصه سیمرغ

١ در طی یک ماه اخیر مجید مجیدی سه بار مورد توجه رسانه های داخلی قرار گرفته است ؛ اول دریافت جایزه سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر برای آواز گنجشک ها ؛ دوم ، حمله سلفی گرایانه وی به چهره ترین شخصیت جریان روشنفکری دینی عبدالکریم سروش ؛ سوم، بوسه زدن یکی از مدیران فرهنگی (!؟) دولت نهم بر دستان کارگردان شبه سلفی .

٢ بی تردید تکان دهنده ترین و ناگهانی ترین اپیزود مجیدی خبرساز ، تکفیر عبدالکریم سروش است که این نوشته در صدد بررسی انتقادی این حرکت غیر مترقبه و دور از ذهن مجیدی است.

٣ قدر مسلم آنکه ، صاحب این قلم نه در مقام دفاع از سروش است و نه حتی – بدون هیچ فروتنی – توانایی چنین کاری را دارد ؛ چه آنکه اولا سروش دست کم از نگارنده بسیار فصیح تر و بلیغ تر هست که شخصا به دفاع از خویش پرداخته شود و نیاز به چنین مدافعی نداشته باشد ، ثانیا کم نیستند کسانی که دل در گرو جریان روشنفکری دینی به زعامت سروش دارند و سبقت جویند از یکدیگر در دفاع از مراد خویش .

٤ ممکن است استدلال شود که موضع گیری اخیر مجیدی علیه سروش ، صرفا نقدی است بر فکری و نظری که صاحبش همیشه داعیه دفاع از نقد و انتقاد را داشته است ، در رد چنین استدلالی باید خاطر نشان ساخت که نقد سروش و آرا وی یا هر فرد و رای نظر دیگری نه تنها ممکن است ، بلکه در جهت تضارب آرا و افکار و رسیدن به فرضیاتی متقن تر در مورد “واقعیت”ها ضروری است ؛ آنچه اما باید از آن امتناع ورزید ، تخطی از آداب و قواعد انتقاد عالمانه است . قواعدی که نقد عالمانه را از فحاشی و تکفیر سلفی گرایانه متمایز می سازند .

٥ کسانی که بحث های روشنفکری را در طی چند سال اخیر دنبال نموده اند حتماً متوجه شده اند که در این مدت آرا و مواضع سروش بارها مورد انتقاد واقع شده اند . به کرات دیده شده که منتقدانی البته خود صاحب نظر همچون حسین نصر ، جواد طباطبایی، رضا داوری و … از موضعی انتقادی به بررسی آثار سروش پرداخته اند ، نکته غیر قابل انکار در همه این موارد این است که تمامی افرادی که به عنوان منتقد سروش مطرح بوده اند خود از اصحاب اندیشه اند و تفکر . دانش آموخته فلسفه اند و آشنا با دنیای تفکر فیلسوفانه ، نقد عالمانه را از نوع جاهلانه اش باز می شناسند و چون با دنیای ذهنی سروش آشنایی دارند و زبانش را در می یابند ، کم و بیش با همان زبان به نقدش می کشند و هیچ گاه پایشان در مرداب تکفیرگرایی فرو نمی رود . بعید است که آقای مجیدی درک و تصور درست و روشنی از ماهیت افکار و آرا و آثار سروش را داشته باشد ، به همین لحاظ مجیدی نه صلاحیت نقد سروش را دارد و نه اهلیتش راند.
‏ ‏

٦ نقد عالمانه هیچ گاه به تکفیر یا کافر خواندن یک انسان نیست و نباید باشد . دست کم هنگامی که ما در مقام بحث و استدلال علمی قرار داریم مجاز به چنین کاری نیستیم . هنگامی که افکار و عقاید شخصی را وانهاده و شخصیتش را آماج حملات سلفی گرایانه خویش قرار می دهیم ، در واقع فرصت یک جدل احسن را به تهدید جدال خشن تبدیل کرده ایم ، راه را بر تعقل و استدلال و گفتگو می بندیم و بابی می گشاییم به خشونت ، ترور و حذف فیزیکی رقیب . بد نیست آقای مجیدی که در سینمای به اصطلاح معناگرایش مدعی دفاع از ارزشهای والای انسانی است سری به کشور همسایه – پاکستان- بزند تا نتایج عینی تکفیر رقیب را در آنجا مشاهده کند ، یا دست کم به آخرین ثمره تلخ درخت تکفیرگرایی در این کشور – ترور بی نظیر بوتو – نگاه کند . آقای مجیدی آیا اگر در گیر و دار آتشی که حضرات عالی کبریت اولیه آن را مشتعل فرموده اید و زحمت هیزم کشی اش را “ حماله الحطب” های دیگری به عهده گرفته اند ، خدای ناکرده آسیبی به سروش ، نزدیکان و یا حتی همفکرانش برسد شما چه عکس العملی خواهید داشت ؟ آقای مجیدی آیا نمی دانید که “رنگ خدا” هر چه باشد قرمز نیست ؟!

٧ مجید مجیدی آنقدر در عرصه ملی و بیش از آن بین المللی شناخته شده است – البته گاه به لطف بازنمایی اغراق آمیز مصائب جامعه ایرانی برای تماشاچی روشنفکر مآب و رقیق القلب اروپایی – که برای باقی ماندن در اذهان نیاز به آلودن زمزم نداشته باشد . موضع گیری های این چنین غیر عقلایی و نیندیشیده ، نه تنها برای کسی مایه ارج و منزلت نیست بلکه بدگمانی و تردید در تواناییهای فردی که از چنین حربه هایی استفاده می کند را نیز به دنبال دارد . هنگامی که اپیزود اول خبرسازی مجیدی – بردن سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر – را دیدیم ، در دل به ذکاوت و خلاقیتش درود فرستادیم ولی هنگامی که دو اپیزود دوم و سوم – تکفیر سروش و دستبوسی از وی توسط مقام فرهنگی دولت نهم – را دیده ، و آنها را چون قطعات یک پازل در کنار هم قرار دادیم ، ناگهان و البته ناخواسته این شبهه به ذهنمان متبادر شد که شاید جناب مجیدی جایزه سیمرغ بلورین را نبرده بلکه آنرا به نوعی خریداری کرده باشد . امیدوارم که اینچنین نباشد .


لینک همین مطلب در وبلاگ علی رضا محمد ظاهری





دهکــــده عشـــق

3 03 2008

نام بزرگ تو

در برگ برگ یاد درختان ِ این دیار

در قصه ها و زمزمه ها و سرود ها

در هر کجا و هرجا

تا جاودان به گیتی

خواهد ماند.

« فریدون مشیری »

دکتر پرویز داور پناه می گوید عاشقان مصدق احمد آباد را، دهکده ی عشق می نامند. مصدقیها ، شیفته و والهء احمد آباد و احمد آبادیها هستند. به نظر من هم به راستی چنین است هر کس که عاشق ایران شد عاشق مصدق می شود و هر کس که عاشق مصدق شد بخواهد یا نخواهد به چهارده اسفند که نزدیک می شود دلش هوای احمد آباد را می کند. گویی چهارده اسفند که می آید احمد آباد راس ایران می شود .

چهارده اسفند سالروز در گذشت بزرگمرد تاریخ معاصر ایران دکتر محمد مصدق است . باید به احمد آباد رفت و دید این مرد بزرگ در کجا خفته است . باید رفت دید که چرا ایرانی ایرانی مانده است . آنجا که می رسی جوانان این مرز و بوم را می بینی که برای بزرگداشت این مرد بزرگ آمده اند. روح مصدق در اینجاست ، باید رفت و آن را حس کرد .

بنای تاريخی قلعه احمدآباد در روستای آبيك از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع شده است. دكتر مصدق پس از پايان دوران محكوميت از سال 35 تا پايان عمر خود به اين محل تبعيد شد و به دليل ممانعت محمدرضا پهلوی از انتقال پيكر وی به قبرستان ابن‌‏بابويه، پيكر دكتر مصدق در اين قلعه به امانت به خاك سپرده شد.

خانه ی که دکتر مصدق ده سال در آن محبوس بود

اکنون او در کف اتاقی به خاک سپرده شده است که زمانی اطاق غذاخوریش بود.

۱۰ سال، زمان کمی نیست. یک عمر است. پیر احمد آباد چگونه این قفس را تحمل کرده ؟

درب خانه ی دکتر مصدق. بدون حتی یک تابلو

آن کس که دموکراسی و آزادی را می خواهد، آن کس که تنها تعین کننده سرنوشت انسانها را اراده ملت می شناسد، مصدق را در وجود خود دارد و تا برکنده شدن ریشه های اسارت و وابستگی ، تا برقراری استقلال و دموکراسی ، تا دفع استبداد و تحقق آزادی همه جا مصدق را با خود خواهد داشت.

مصدق از یک طرف مورد علاقه و احترام ایرانیان وطن پرست و دموکراسی خواه است و از طرف دیگر دشمنان آزادی و استقلال ایران با وی سر عناد دارند . این روزها شاهد هستیم سران جمهوری اسلامی به خاطر جاه طلبی اتمی و جنگ طلبی خودشان حجم وسیعی از تبلیغات به راه انداخته اند و با نادیده گرفتن خطری که کشور را تهدید می کنند خود را بر بالای قله های علم و تکنو لوژی می بینند . آنچه معلوم نیست از کجا خریداری شده و وارد شده را دستاورد خود می دانند و آن قدر دچار خود بزرگ بینی شده اند که به تازگی اعلام می کنند رسیدن به انرژی هسته ای مهم تر از ملی شدن نفت است. این جمله را نخستین بار علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به زبان آمورد و پس از آن بارها شاهد تکرار آن ازسوی احمدی نژاد بوده ایم .

مصدق قربانی اهداف خود در دفاع از حاکمیت قانون ومردم گردید. امروز آقایان پول نفت را می خورند و انرژی هسته ای وارد می کنند آن گاه اینگونه درشت گویی کنند . گویی یادشان رفته چگونه همین چندی پیش یک سرمای ساده و کمی برف چگونه زمین گیرشان کرده بود. من نمی دانم این موفقیت هایی که آقایان می گویند کجاست ؟ چرا همه آمارها و نمودار ها بهتر می شوند ولی وضع معیشتی مردم بدتر ؟

گرانی نفت است که این گونه پول در اختیار آقایان گذاشته است و برای جهان خط و نشان می کشند ذهن فراموش کار جمهوری اسلامی باید نفت بشکه ای ده دلار را یادش بماند که چگونه در تامین بودجه سالانه خود درمانده شده بود تا وابستگی خود را به نفت فراموش نکند .

امروز پول نفت ملت ایران سر سفره حزب الله و حماس است و صرف پرورش امثال عماد مغنیه و تروریستهای انتحاری می شود و صاحبان واقعی آن از نعمتش محرومند . این مرز و بوم برای نجات از دیکتاتوری و استعمار راهی ندارد جز حرکت در راه مصدق . فقط با حرکتی مصدق گونه است که دموکراسی واقعی برای این مملکت به ارمغان می آید . باید تلاش کرد با شناخت این بزرگ مرد تاریخ و الگو قرار دادن او و مکتبش که همانا آزادی برای ایران بزرگ است.

« بگذار تا پیام تو را

با چشم های ساکت خود منتشر کنیم

گذار تا عصای تو

با انتظار ما

بر گور روستایی ات آهسته گل کند

بگذار آب های پر آواز

همواره در ستایش آزادی

زیر درخت پیر

روان باشد » ( محمد علی سپانلو )

لینک نوشته اصلی : دهکده عشق