نام بزرگ تو
در برگ برگ یاد درختان ِ این دیار
در قصه ها و زمزمه ها و سرود ها
در هر کجا و هرجا
تا جاودان به گیتی
خواهد ماند.
« فریدون مشیری »
دکتر پرویز داور پناه می گوید عاشقان مصدق احمد آباد را، دهکده ی عشق می نامند. مصدقیها ، شیفته و والهء احمد آباد و احمد آبادیها هستند. به نظر من هم به راستی چنین است هر کس که عاشق ایران شد عاشق مصدق می شود و هر کس که عاشق مصدق شد بخواهد یا نخواهد به چهارده اسفند که نزدیک می شود دلش هوای احمد آباد را می کند. گویی چهارده اسفند که می آید احمد آباد راس ایران می شود .
چهارده اسفند سالروز در گذشت بزرگمرد تاریخ معاصر ایران دکتر محمد مصدق است . باید به احمد آباد رفت و دید این مرد بزرگ در کجا خفته است . باید رفت دید که چرا ایرانی ایرانی مانده است . آنجا که می رسی جوانان این مرز و بوم را می بینی که برای بزرگداشت این مرد بزرگ آمده اند. روح مصدق در اینجاست ، باید رفت و آن را حس کرد .
بنای تاريخی قلعه احمدآباد در روستای آبيك از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع شده است. دكتر مصدق پس از پايان دوران محكوميت از سال 35 تا پايان عمر خود به اين محل تبعيد شد و به دليل ممانعت محمدرضا پهلوی از انتقال پيكر وی به قبرستان ابنبابويه، پيكر دكتر مصدق در اين قلعه به امانت به خاك سپرده شد.

خانه ی که دکتر مصدق ده سال در آن محبوس بود
اکنون او در کف اتاقی به خاک سپرده شده است که زمانی اطاق غذاخوریش بود.
۱۰ سال، زمان کمی نیست. یک عمر است. پیر احمد آباد چگونه این قفس را تحمل کرده ؟

درب خانه ی دکتر مصدق. بدون حتی یک تابلو
آن کس که دموکراسی و آزادی را می خواهد، آن کس که تنها تعین کننده سرنوشت انسانها را اراده ملت می شناسد، مصدق را در وجود خود دارد و تا برکنده شدن ریشه های اسارت و وابستگی ، تا برقراری استقلال و دموکراسی ، تا دفع استبداد و تحقق آزادی همه جا مصدق را با خود خواهد داشت.
مصدق از یک طرف مورد علاقه و احترام ایرانیان وطن پرست و دموکراسی خواه است و از طرف دیگر دشمنان آزادی و استقلال ایران با وی سر عناد دارند . این روزها شاهد هستیم سران جمهوری اسلامی به خاطر جاه طلبی اتمی و جنگ طلبی خودشان حجم وسیعی از تبلیغات به راه انداخته اند و با نادیده گرفتن خطری که کشور را تهدید می کنند خود را بر بالای قله های علم و تکنو لوژی می بینند . آنچه معلوم نیست از کجا خریداری شده و وارد شده را دستاورد خود می دانند و آن قدر دچار خود بزرگ بینی شده اند که به تازگی اعلام می کنند رسیدن به انرژی هسته ای مهم تر از ملی شدن نفت است. این جمله را نخستین بار علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به زبان آمورد و پس از آن بارها شاهد تکرار آن ازسوی احمدی نژاد بوده ایم .
مصدق قربانی اهداف خود در دفاع از حاکمیت قانون ومردم گردید. امروز آقایان پول نفت را می خورند و انرژی هسته ای وارد می کنند آن گاه اینگونه درشت گویی کنند . گویی یادشان رفته چگونه همین چندی پیش یک سرمای ساده و کمی برف چگونه زمین گیرشان کرده بود. من نمی دانم این موفقیت هایی که آقایان می گویند کجاست ؟ چرا همه آمارها و نمودار ها بهتر می شوند ولی وضع معیشتی مردم بدتر ؟
گرانی نفت است که این گونه پول در اختیار آقایان گذاشته است و برای جهان خط و نشان می کشند ذهن فراموش کار جمهوری اسلامی باید نفت بشکه ای ده دلار را یادش بماند که چگونه در تامین بودجه سالانه خود درمانده شده بود تا وابستگی خود را به نفت فراموش نکند .
امروز پول نفت ملت ایران سر سفره حزب الله و حماس است و صرف پرورش امثال عماد مغنیه و تروریستهای انتحاری می شود و صاحبان واقعی آن از نعمتش محرومند . این مرز و بوم برای نجات از دیکتاتوری و استعمار راهی ندارد جز حرکت در راه مصدق . فقط با حرکتی مصدق گونه است که دموکراسی واقعی برای این مملکت به ارمغان می آید . باید تلاش کرد با شناخت این بزرگ مرد تاریخ و الگو قرار دادن او و مکتبش که همانا آزادی برای ایران بزرگ است.

« بگذار تا پیام تو را
با چشم های ساکت خود منتشر کنیم
گذار تا عصای تو
با انتظار ما
بر گور روستایی ات آهسته گل کند
بگذار آب های پر آواز
همواره در ستایش آزادی
زیر درخت پیر
روان باشد » ( محمد علی سپانلو )
لینک نوشته اصلی : دهکده عشق