1 ایده اصلی نوشته پیش رو از بیان دوستی ظریف نشات می گیرد که معتقد بود که ما نیز در ایران کارناوال (کاروان شادی) داریم ؛ منتهی با تفاوتهایی ظاهری و نه ماهوی با انواع غربی اش .
2 متفکران سیاسی از قرن بیستم به این سو ، با شکل خاصی از رژیم های سیاسی مواجه شدند که در توصیف آن از اصطلاح توتالیتاریسم بهره جستند ؛ نظامهایی که بر طبق ایدئولوژی فراگیری می کوشند تا در تمامی حوزه های جامعه و افراد آندخالت تا آن ایدئولوژی را بر واقعیت تحمیل کنند ؛ به سخن دیگر ابتدا به “تخریب واقعیت” پرداخته و بر ویرانه ای آن “حقیقت بر ساخته” ی خویش را بنا می کنند .
3 شگرد حکومت های توتالیتر برای نظارت وکنترل فراگیر بر جامعه ، سیاسی کردن کل مناسبات اجتماعی و حتی فردی جامعه است و این مهم باابزار ایدئولوژی میسر است ؛ همه کس و همه چیز منطبق با ایدئولوژی مورد خواست حکومت باشند ، در نتیجه تنوع عقاید و سبکهای زندگی (Life style) زیر سوال می روند ؛ جامعه به پادگانی می ماند که از یک نظم همه جانبه با ضمانت های اجرایی شدید تبعیت می کند.
4 جامعه مدنی (Civil society) را به حق بزرگترین مانع توتالیتاریسم دانسته اند . چنین جامعه ای که به عنوان ضربه گیر دولت بر فرد شناخته می شود از نهادهای خودجوش مدنی (NGO) تشکیل می شود که افراد جامعه را در برابر حکومت متشکل و یکپارچه می سازد بدین جهت رژیمهای توتالیتر با از بین بردن نهادهای مدنی سعی می کنند که جامعه را به سمت تفرّد و ذره ای یا اتمیزه شدن سوق داده و سپس نهادهای مورد نظر خویش را برجامعه تحمیل کنند . افراد درچنین جامعه ای که جامعه توده ای (Mass society) خوانده می شودهر یک به تنهایی ودر کنار هم چیده شده ، بدون تشکل و انضباطی خاص با یکدیگر ، تحت قیمومیت حکومت ، با ایدئولوژی شبه مذهبی اش قرار می گیرند ؛ به طوریکه اگر خواهان استقلال فردی حتی در امور امور جزیی و شخصی زندگی خویش باشند ، مرتد ، گناهکار و مستوجب مجازاتی دردناک شمرده می شوند . در این شرایط است که اساسی و ابتدایی ترین غرایز ، امیال و حقوق فردی و اجتماعی توده ها (شهروندان؟!) در پای خدایگان ایدئولوژی حاکم قربانی می شوند .
5 آیا تا کنون جریان آبی را دیده اید که در مسیر حرکت خویش به مانعی بزرگ – سنگی خارا – برخورد می کند و به ناچار تغییر مسیر داده و مانع محکم را دور می زند و پس از گذشتن از مانعی که در توانش نیست حرکت دادن آن را دوباره به مسیر پیشین باز می گردد تا به راهش ادامه دهد؟
6 از آن جاکه در کشور ما حکومت بسیاری از غرایز ، امیال ، درخواست ها و حقوق واقعی و عینی مردم را انکار و سرکوب و تحقق مشروع آنها را معلق نموده است ، بخشی از مردم به فراست دریافته اند که تنها راه ممکن جهت تحقق بعضی از این امیال و حقوق ، همانا مخفی کردنشان در پس پشت نقابی از ایدئولوژی است ؛ حقوق و غرایزی مانند حق شادی کردن و ایجاد نهاد های مرتبط با آن ، غریزه دوست داشتن جنس مخالف و حق برقراری ارتباط با آن ، حق انتخاب آزادانه همسر و …
حقوق و غرایز سرکوب شده را با پشت رنگ و لعابی ظاهری از ایدئولوژی حاکم می توان محقق ساخت ؛ چنین است که علیرغم تلاش های حکومت و رسانه های وابسته به آن که سعی دارند محرم را ماه سراسر غم بار و اندوهناک به تصویر کشند و مردم نیز ظاهرا چنین تصویری را می پذیرند ولی در عمل و در پشت لباس مشکی عزا ، می توان موجی از شادی و نشاط اجتماعی را نظاره گر بود ؛ گویی مراسم عزاداری و آئینی ، طعم دلچسب همان لذت هایی را دارند که دیر وقتی است از آنها دریغشان کرده اند :
◄ می توان در پوشش ظاهری عزاداری به نشاط و شادمانی پرداخت بدون آن که با مانع ایدئولوژی شادی ستیز برخورد کرد.
◄ می توان از تعطیلات تاسوعا و عاشورا اشتفاده کرد ، خانواده را به گردش برد ، نه برای عزاداری و سوگواری که برای تفرج و تفریح و تماشای دیگرانی که مانند خودمان آمده اند تا در فضای نشاط انگیز موقتی نفسی بکشند تا محرم بعدی .
◄ می توان شیک ترین لباس ها را بر تن کرد و سنت شکنانه ترین آرایش ها را بر چهره نشاند ، کنار خیابان ایستاد یا درون هیئت ها قرار گرفت و جنس مخالف را با اشتهای تمام تماشا کرد ، بدون آن که مجریان طرح امنیت اجتماعی بر خودروهای مخوفشان سوارمان کنند.
◄ می توان فرصتی یافت تا با رهایی از الگوی سنتی ازدواج که طرفین اصلی در آن نقشی کمرنگ دارند ، از میان توده هایی از جنس مخالف نیمه گمشده خویش را برگزید .
◄ می توان در خیابان موسیقی زنده اجرا کرد با عده زیادی تماشاچی بدون هیچ نگرانی از عمال حکومتی .
◄ می توان آهنگها و ترانه های لس آنجلسی را با همان آهنگ و با متنی متفاوت باز خوانی کرد بدون آن که چملق ارشاد نوازشمان کند .
◄ می توان در محلی که تکیه نامیده می شود ساعات متمادی با دوستان نشست و برخاست ، گل گفت و شنفت ، بدون آن که اراذل و اوباش مان خوانند و باتوم طرح امنیت اجتماعی نقش تنمان شود.
به فهرست فوق می توان موارد دیگری را اضافه نمود : اعمالی که در مواقع عادی “تابو” به شمار می روند فقط در این ایام امکان پذیر هستند . انصافا قضاوت کنید فرصتهای برشمرده در بالا جز در روزهای ماه محرم ، در مواقع دیگری تحقق پذیرند؟
7دو سالی است که حکومت به ترفند اجتماعی مردم جهت رهایی از سیطره ایدئولوژی پی برده است ، اینکه بعضی ازاین مراسم عزاداری نه فقط ظاهری غمبار دارند ، بلکه سال به سال همین ظاهر نیز در حال محو شدن است . به همین جهت دست به کار شده و سعی در پالایش (!؟) مراسم عزاداری نموده است ؛ ممنوعیت استفاده از نمادهایی مانند علم ، طبل ، خیمه سوزی ، و استفاده از شمایل در مراسم عزاداری را می توان در همین راستا توجیه نمود . به عبارت دیگر حکومت که دور زدن موانع ایدئولوژیک را دریافته ، سعی در گسترش و جابجایی این موانع نموده است . در حالی که نگارنده بر آن است که تشدید موانع و ترمیم آنها برای همیشه کارساز نخواهد بود ، زیرا مردم منطق دورزدن و خنثی کردن آنها و ارضای حس شادی طلبی خویش را فهمیده اند .
8 تناقضی ایرانی ؛ بیرون کشیدن شادی از بطن غم و غصه . اگر هگل و مارکس زنده بودند و می خواستند مثالی از منطق دیالکتیکی خویش ( تز ، آنتی تز و سنتز ) بیاورند ، قطعا مورد ایران را به عنوان اصلی ترین الگو بر می شمردند .
9 دوباره به یاد تعبیر بجای دوست ظریفم می افتم ؛ ما نیز در ایران کارناوال داریم ، ولی با تفاوتی ظاهری (و نه ماهوی) با انواع غربی اش .