بیداری ملی در خواب سنگین مسولین

19 04 2008

بیداری ملی در خواب سنگین مسئولین جمهوری اسلامی

گمان می کنم لحظاتی که اکنون سپری می کنیم آن قدر سخت و تامل برانگیز باشد که هر ایرانی آگاهی را به فکر وادار نماید . در تاریخ ایران هر گاه حاکمیت ملی ، دچار ضعف شده است کشور عزیزمان از همه طرف مورد هجوم بیگانگان یا بیگانگانی در لباس دوست واقع شده است . امروز هم ، جاه طلبی اتمی جمهوری اسلامی موجب شده جامعه جهانی از ترس خطرهای احتمالی در مقابل آن بایستد و به همین دلیل رژیم حاکم بر ایران را تا آنجا که می تواند منزوی می کند .

در این قائله ای که برپا شده ، جمهوری اسلامی برای ادامه حیات به هر ریسمانی برای ادامه حیات چنگ می زند و به دادن امتیاز برای طرح خواسته های خود است .و برخی کشورها با سواستفاده از این موقعیت به این فکر افتاده اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند . کشورهای حاشیه دریای مازندران با نادیده گرفتن سهم ایران از این دریاچه و با اتکا به قدرت چانه زنی روسیه به خاطر نیروگاه بوشهر ، برای بستن قراردای ننگین تر از ترکمانچای به ایران برای کوتاه آمدن از سهم قانونی خود ، فشار می آورند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج همیشه فارس ، هم همین شیوه را در پیش گرفته اند و با زیرپا گذاشتن نقشه های تاریخی نام جدید و مجعولی برای این خلیج درست کرده اند .در این میان کشور امارات متحده عربی نیز موقعیت را مناسب دیده و بر ادعاهای واهی خود برسر جزایر سه گانه پافشاری می کند.

سران جمهوری اسلامی به خاطر حفظ روابط خارجی خود ، رهایی از انزوا و ادامه حکومت غیرمردمی خود ،در مقابل این حرکات سکوت پیشه کرده اند . اجلاس آناپلیس و حضور عربستان و کشورهای عربی و به خصوص سوریه که به ایران قول داده بود در آن نشست شرکت نکند آن قدر ایران را منزوی کرد که احمدی نژاد در یک تصمیم شتابزده ، احساسی و احمقانه تصمیم گرفت برای خروج از این انزوا در اجلاس سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ( با عنوان جعلی خلیج ع.ر.ب.ی ) شرکت کند .

این کار از که از سوی مسولین به عنوان یک پیروزی مهم در نزدیکی روابط یاد شد موجب ناراحتی فراوانی در جامعه و افراد حساس نسبت به مسائل پیرامون خلیج فارس شد ، به خصوص که بیانیه پایانی این نشست شامل ادعای پوچ و بی اساس امارات بر سر جزایرایرانی بود و حضور احمدی نژاد در واقع تایید بیانیه پایانی بود .

در این مواقع ناسیونالیسم به عنوان یک «آگاهی ملی» است که می تواند نجات دهنده یک ملت یا کشور باشد . امروز اگر مسولین جمهوری اسلامی خود را به خود زده اند جوانان ایران بیدارند به همه این موارد اعتراض می کنند . تلاش برای معرفی سابقه تاریخی نام خلیج فارس به جهانیان ، اعتراض به نشنال جئوگرافی و گوگل را می توان از این دست اقدامات شمرد که نشان دهنده یک «بیداری ملی» در مقابل خطراتی است که امروز این کشور را تهدید کرده است .

در حرکتی دیگر پنجشنبه 22 فروردین گروهی از ایران دوستان در تجمعی در مقابل سفارت امارات ، اعتراض خود را نسبت به این ادعای این کشور بر جزایر ایرانی اعلام کردند و با اهدای کیکی به مناسبت سالروز استقلال این کشور ، تاریخ گرانبهای ایران را به با این عنوان به اماراتی ها یادآور گشتند:

«کشور 7300 ساله ايران، سی و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گويد» (عکسی از همین کیک؛کلیک کنید)

این تجمع ، که با سانسور خبری رسانه های رسمی مواجه شد ، تجمعی مردمی و خودجوش بود که از سوی کانون فرهنگی لر بختیاری ،دوستداران و د لسوزان ایران صورت گرفت نه از آن دست تجمعات که در مقابل سفارتخانه های انگلیس ، دانمارک و هلند صورت می گیرد که به مانند مانور مشترکی می ماند که به وسیله دانشجویان بسیجی (سهمیه ای) ، ماموران نیروی انتضامی و خبرنگاران صدا و سیما و روزنامه هایی مانند کیهان صورت می گیرد .

در این تجمع بهرام آبتین دبیر کانون فرهنگی لر بختیاری به اتهام برپایی تجمع غیرقانونی دستگیر شد و به مدت دو روز بازداشت بود . (عکس بهرام آبتین؛ کلیک کنید) یادآور می شود مطابق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی برگرازی تجمعات آزاد است ، پس نیازی به مجوز ندارد .آبتین چهارشنبه 28 فروردین نیز به اداره اطلاعات اهواز احضار شده است .

در حرکتی خودجوش و مردمی دیگر قرار است سه شنبه دهم اردیبهشت برابر با روز ملی خلیج فارس ، تجمع اعتراضی دیگری در مقابل این سفارتخانه صورت بگیرد . این تجمع به دعوت «سازمان جوانان حزب پان ايرانيست» صورت می گیرد و از همه گروه ها ، احزاب ، سازمان ها و NGO ها خواسته شده است تا با صدور فراخوان هايي براي این تجمع ، این روز را به روز نمايش «اراده ملي» در دفاع از «تماميت ارضي و سرزميني»، تبديل كنند.

سه شنبه جامعه هشیار ایرانی نشان خواهد داد که برای دفاع از خاک خود هیچ پروایی ندارد و مشتاقانه برای حمایت از آن می شتابد .

- لینک همین مطلب در وبلاگ علی رضا محمد ظاهری ؛ کلیک کنید .





سانسور

13 04 2008

سانسور ، عمل کنترل سخن و نوشته وانواع دیگر بیان و ابراز وجود انسان‌ است.جلوگیری از بیان و نشر هر عقیده و اثری (ادبی ، هنری، سیاسی،دینی،فلسفی) که از دیدگاه نظام سیاسی یا اخلاقی که قدرت حاکم پشتیبان آنست ، زیان آور یا خطرناک شمرده شود . سانسور در جوامع بشری پیشینه ای دیرینه دارد ، اما کاربرد منظم آن از زمان اختراع چاپ به بعد است .

در بسیاری از موارد (نه در همه آنها) این عمل به دست سازمان‌های دولتی انجام می‌شود.انگیزه روشن برای انجام و اعمال سانسور ایجاد ثبات در جامعه یا تحول وضعیت آن به گونه‌ای است که سیطره دولت یا ساختار حاکم برامور را محقق کند.

سانسور یکی از شاخصه های اصلی حکومت های فراگیر(توتالیتر) است . این نظام ها سعی می کنند بر همه فعالیت های سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی نظارت داشته باشند .معمولاً واژه سانسور در مواردی که در محیط‌های عمومی واقع شوند، به کار می‌رود و در رسمی‌ترین وجه آن به شکل سرکوب اندیشه توسط تهدیدهای قانونی و جرم انگاری آنها محقق می‌شود.

همچنین معمولآ بحث راجع به سانسور شامل ابزارهای کمتر رسمی کنترل عواطف، توسط محروم کردن چندین اندیشه از وسایل ارتباط جمعی نیز، می‌شود. آنچه که سانسور می‌شود، می‌تواند از کلمات خاص تا کل مفهوم تغییر کند که ممکن است تحت تأثیر نظام ارزشی قرار داشته باشد.

اصطلاح سانسور ازکلمه لاتین censere گرفته شده‌است. در روم سانسورچی دووظیفه اصلی داشت ،شمارش شهروندان و نظارت براخلاق ایشان ،ریشه اصطلاح Census (سرشماری) نیز همین واژه‌ است.

از مشهورترین افرادی که به اعمال سانسور دست می زد «استالین» (1879-1953) ، دیکتاتور اتحاد شوروی بود که پس از اینکه جانشین لنین شد (1924) در جهت اهداف خود و پذیرش احکام مطلقش در جنبش کمونیست نظارت پلیسی بر مردم را گسترش داد و در این راه وسائل بسیار بی رحمانه و خشنی را به کار گرفت . تمام دستگاه تبلیغاتی دولت شوروی و نیز منابع انحصاری خبر و اطلاعات ف حتی در تاریخ و ادبیات نیز در خدمت استالین بود تا وی را فرمانده ای خیرخواه بشناساند که با فرزانگی بی نهایت خویش ملت نیکبخت را در حلقه محاصره دشمنان «کاپیتالیت» از خطر در امان می دارد .

محتوای کتب درسی همواره یکی از بحث‌های جنجال برانگیز بوده‌ است چرا که مخاطب آن افراد کم سن و سالی هستند و اصطلاح شستشوی مغزی در این کتب کماکان به حذف مغرضانه مطالب ناخواسته اشاره دارد. گزارش‌های مربوط به جنایات نظامی در طول تاریخ و تاریخ سیاسی همواره چالش برانگیز بوده‌اند، مانند قتل عام نانکینگ، هولوکاست (یا رد هولوکاست) و بازجویی سرباز زمستانی در جنگ ویتنام.

همچنین برخی از گروه‌های مذهبی در برهه‌هایی از تاریخ تلاش کرده‌اند تا تدریس نظریه تکامل را در مدارس ممنوع کنند چرا که این نظریه در تقابل با عقاید مذهبی شان است. تدریس مسایل جنسی و زناشویی در مدارس و ارائه مطالبی در مورد رابطه جنسی سالم، کنترل زاد و ولد و روش‌های جلوگیری از باروری از حوزه‌های دیگری هستند که سانسور در مورد آنها رخ می‌دهد.

در مدارس راهنمایی نحوه ارائه حقایق تاریخی نقش بسیار موثری در شخصیت افراد ایفا می‌کند. به علت نامناسب دانستن این مفاهیم برای نسل جوان عده‌ای دست به سانسور این نوع از اطلاعات می‌زنند. استفاده از کلمه نامناسب کمی بحث برانگیز است و میتواند ما را در یک سراشیبی تند قراردهد و پدیده سانسور را گسترده‌تر و سیاسی کند.

خودسانسوری ، خود داری کردن یک رسانه از انتشار اخبار و یا سایر موارد بدون اعمال شدن مستقیم فشار بیرونی برای سانسور. خود سانسوری در واقع یک نوع عمل پیش گیرانه‌است.

رسانه‌ها در شرایطی ویژه (بیشتر برای بقا) دست به خود سانسوری میزنند که این شرایط ممکن است به دلیل فشارهای سیاسی و دینی و… یک کشور باشد. خودسانسوری در کشورهایی که در آنها دموکراسی و آزادی بیان تا حدودی وجود دارد کمتر است.این عمل بیشتر در کشور‌های جهان سوم و بیشتر کشور‌های اسلامی نظیر ایران دیده می‌شود که رسانه‌ها مجبور می‌شوند برای ادامه کار خودسانسوری کنند. مثلاً در رسانه‌های داخلی ایران هیچ گاه تظاهراتی که بر ضد دولت است (حتی اگر به حق برگزار شده باشد) را پوشش نمی‌دهند.

سانسور در دنیای امروز :

سانسور در دنیای امروز ما به دو صورت به کار بسته می شود :

سانسور بازدارنده که پیش از انتشار به کار می رود ؛ مثلا در جمهوری اسلامی مراجع نظارتی از به وسیله بخش نامه هایی به رسانه ها مواردی را اعلام می کنند که آنها حق ندارند در مورد آن خبر ، مقاله ، و یا گزارشی را منتشر کنند . از موارد اخیر آن می توان به پرونده قتل دانشجوی پزشکی (زهرا بنی عامری ) و دستور به نشریات مبنی بر عدم پوشش خبری ماجرای سردار زارعی اشاره کرد .

مر�وم سعیدی سیرجانی

و دومی سانسور کیفری است که بعد از انتشار اعمال می شود . مثلا در مورد چاپ کتابها و روزنامه ها ممکن است به جمع آوری آنها و یا به مجازات عامل آن منجر شود .

از نمونه های جمهوری اسلامی می توان به کتابهای «مرحوم سعیدی سیرجانی» اشاره کرد که پس از چاپ به دلیل اینکه وزارت ارشاد مجوز پخش آنها را نداد آن قدر در انبار ماند که دست آخر مجبور شدند کتابها را به خمیر کاغذ تبدیل کنند .

همچنین موارد بسیاری در جمهوری اسلامی وجود دارد که فردی به دلیل بیان افکارش مجازات شده است . از این نمونه ها در جمهوری اسلامی زیاد وجود دارد و می توان به اکبر گنجی اشاره نمود که به دلیل سخنرانی در کنفرانش برلین پس از بازگشت در فرودگاه بازداشت و به حبس طولانی مدت محکوم شد.

اکبر گنجی

نبودن حدود قانونی برای قدرت حکومت و و سعت دامنه ی قدرت خودسرانه در جمهوری اسلامی منجر به پیدایش حکومتی استبدادی شده که حتی «حقوق طبیعی» مردم نیز آن را محدود نمی کند و نادیده گرفته می شود .انحصار قدرت در دست یک نفر (یا عده ای خاص) و حذف هرگونه نظارت آزادانه جامعه و تلاش برای شکل دادن به جامعه براساس یک ایدئولوژی که فقط آن اجازه مطرح شدن دارد و بسیج همه نیروهای جامعه در راه این هدف به وسیله یکسان کردن آموزش ، نظارت بر فعالیتهای ادبی و هنری و هدایت آن ، از جمله عواملی است که جمهوری اسلامی را نیز در دسته نظام های توتالیتر قرار می دهد که در حوزه های مختلف دست به سانسور می زند .

لینک مطلب اصلی در وبلاگ بالاتر : علی رضا محمد ظاهری





دوباره روح به تن جان داد

5 04 2008

علی رضا م�مد ظاهری

روز نو شده و سال نو آمد؛ بهار آمده و تن خسته زمین را آرامش داده . باد بهاری درختان خفته را بیدار کرده و زیباترین زیبایی های دنیا چشمان را نوازش می دهند .

نوروزتان پیروز

علی رضا محمد ظاهری








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.